بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

232

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

من شأنه ان يحصد » و اگر اضافهء حب به حصيد اضافهء صفت بموصوف باشد معنى چنين خواهد بود كه پس برويانيديم به آب باران دانه را كه اين صفت دارد كه درو كرده شده است و معلوم است كه دانه را درو نميكنند بلكه زرع درو كرده مىشود وَ النَّخْلَ و برويانيديم به آن باران درختان خرما را باسِقاتٍ در حالتى كه بلندند و باسق مشتق از بسوق بمعنى دراز شدنست لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ و آن نخل باسقات اين صفت دارند كه مر ايشان راست شكوفه‌هايى بر بالاى هم چيده شده و نضيد مانند حصيد فعيل بمعنى منضود بالاى هم چيده شده است و وصف شكوفه به اين صفت اشاره بكثرت ميوه است و دور نيست كه باسق مشتق از بسوق بمعنى افزون شدن باشد يعنى افزون شونده‌ها بر سائر درختها در بسيارى ميوه و منافع رِزْقاً لِلْعِبادِ مفعول له انبتنا است يعنى انبات اين امور كرديم از جهت روزى دادن بندگان وَ أَحْيَيْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً و زنده گردانيديم به آن باران زمين مرده را يعنى زمين بىگياه و بىنفع را و مراد از موت زمين ضعف قوتهاى ناميه است كه بدون معاون گياهى از آن روئيده نشود كَذلِكَ الْخُرُوجُ مثل رويانيدن گياهها و درختهاست از زمين ، بيرون آوردن مرده‌ها از قبرها در روز قيامت و زنده ساختن ايشان و خدايى كه قادر بر اولست قادر بر ثانى نيز خواهد بود . پس در تسليهء خاطر مبارك حضرت در تكذيب قوم او ميفرمايد كه : [ سوره ق ( 50 ) : آيات 12 تا 15 ] كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ أَصْحابُ الرَّسِّ وَ ثَمُودُ ( 12 ) وَ عادٌ وَ فِرْعَوْنُ وَ إِخْوانُ لُوطٍ ( 13 ) وَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ وَ قَوْمُ تُبَّعٍ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ ( 14 ) أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ ( 15 ) كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ تكذيب كردند پيش از قريش و اهل مكه قوم نوح مر نوح پيغمبر خود را وَ أَصْحابُ الرَّسِّ و تكذيب كردند اصحاب رسّ پيغمبر خود را قبل